اشعار حضرت خدیجه (س) دربارهی پیامبر (ص)
شعر چهارم — پس از اینکه ابوطالب هدف از آمدنشان را اعلام کرد
بذکرکم یطفی الفؤاد من الوقد ║ و رؤیتکم فیها شفا اعین الرمّد
به یاد کردن شما دل از سوزش خاموش میشود؛ و در دیدن شما است شفای چشمهای رمدزده
و من قال انی اشتکی من هواکم ║ فقد کذبوا لو متّ فیه من الوجد
هر که بگوید من از خواهش شما شکایت دارم دروغ گفته؛ اگر در هوای شما از وجد بمیرم، چرا نباشم
و ما لی لا املی سـروراً بقربکم ║ و قد کنت مشـتاقاً علیکم من البُعد
چرا من مملو از شادی نباشم به سبب نزدیک شدن به شما؛ که از دور مشتاق ملاقات شما بودم
تشابه سِرّي فی هواکم و خاطري ║ فابدِ الذي اخفی واخفی الّذي ابُدي
باطن من و آنچه در خاطرم است از محبت شبیه به هماند؛ پس ظاهر کنم آنچه پنهان داشتم و مخفی کنم آنچه ظاهر میکنم
❖ ❖ ❖