اشعار حضرت خدیجه (س) دربارهی پیامبر (ص)
شعر هفتم — هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله با میسره و ناصح به سفر شام رفت
این ابیات از حضرت خدیجه سلام الله علیها است؛ در روزهایی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در سفر شام به سر میبرد.
قلب المحبّ الی الاحباب مجذوب ║ و جسـمه بیـد الاسـقام منهوب
دل دوستدارنده به جانب دوستان جذب شده؛ و جسمش به دست بیماریها غارت شده
و قائل کیف طعم الحبّ قلت له ║ الحبّ عـذب و لکن فیه تعـذیب
اگر گویندهای بگوید طعم محبت چگونه است، میگویم: محبت گواراست؛ ولیکن در آن عذاب و شکنجه است
افـدي الذین علی خدّي لبعدهم ║ دمی و دمعی مسـفوح و مسـکوب
جانم فدای کسانی که از دوری ایشان خون من و اشکم بر رخسارم ریخته شده
ما فی الخیام و قـد صارت رکابهم جمّاً ║ الّا محبّ له فی القلب محبوب
خیمهها خالی شد و سواران همه رفتند؛ کسی نمانده مگر دوستی که محبوبش در دل او جاست
کانمّا یوسف فی کلّ ناحیـۀ والحزن ║ فی کل بیت فیه یعقوب
گویا یوسفی است در هر جایی؛ و حزن در هر خانهای است که یعقوب در آنست
❖ ❖ ❖