نامهٔ امام جعفر صادق علیه‌السلام به شیعیان
همه مقالات
مقاله ~۱۲ دقیقه مطالعه

نامهٔ امام جعفر صادق علیه‌السلام به شیعیان

فهرست فرازها

١   اهل الذکر؛ معلّمان کتاب الله و خزانه‌داران علم

٢   هدایت به حق، در گرو تصدیق کلام اهل الذکر و پیروی از علم و آثار اهل بیت علیهم‌السلام

٣   توصیه به کثرت در دعا

٤   اعتصام به آثار و تبعیت از سنت رسول خدا و اهل بیت او علیهم‌السلام

٥   اوصاف مؤمنان حقیقی

٦   ارادهٔ خیر خداوند برای بنده

٧   نتیجهٔ عدم ارادهٔ خیر از جانب خداوند برای بنده

٨   مطیع حقیقی ذات اقدس اله

٩   اگر بنده‌ای در اصل آفرینش «مؤمن» خلق شده باشد

١٠   اگر بنده‌ای در اصل آفرینش «کافر» باشد

١   اهل الذکر؛ معلّمان کتاب الله و خزانه‌داران علم

اِعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنْ عِلْمِ اَللَّهِ وَ لاَ مِنْ أَمْرِهِ أَنْ يَأْخُذَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اَللَّهِ فِي دِينِهِ بِهَوًى وَ لاَ رَأْيٍ وَ لاَ مَقَايِيسَ قَدْ أَنْزَلَ اَللَّهُ اَلْقُرْآنَ وَ جَعَلَ فِيهِ تِبْيَانَ كُلِّ شَيْءٍ وَ جَعَلَ لِلْقُرْآنِ وَ لِتَعَلُّمِ اَلْقُرْآنِ أَهْلاً لاَ يَسَعُ أَهْلَ عِلْمِ اَلْقُرْآنِ اَلَّذِينَ آتَاهُمُ اَللَّهُ عِلْمَهُ أَنْ يَأْخُذُوا فِيهِ بِهَوًى وَ لاَ رَأْيٍ وَ لاَ مَقَايِيسَ أَغْنَاهُمُ اَللَّهُ عَنْ ذَلِكَ بِمَا آتَاهُمْ مِنْ عِلْمِهِ وَ خَصَّهُمْ بِهِ وَ وَضَعَهُ عِنْدَهُمْ كَرَامَةً مِنَ اَللَّهِ أَكْرَمَهُمْ بِهَا وَ هُمْ أَهْلُ اَلذِّكْرِ اَلَّذِينَ أَمَرَ اَللَّهُ هَذِهِ اَلْأُمَّةَ بِسُؤَالِهِمْ

بدانید که نه در علم خدا چنین است و نه در فرمان او، که کسی از آفریدگان خدا دین خود را از روی هوس یا رأی شخصی یا قیاس برگیرد. خداوند قرآن را فرو فرستاده و بیان هر چیزی را در آن نهاده است، و برای قرآن و برای آموختن آن، اهلی قرار داده است. همان اهلِ دانشِ قرآن نیز که خدا علم خود را به ایشان داده، مجاز نیستند در آن به هوس و رأی و قیاس تکیه کنند؛ چرا که خداوند با دانشی که به آنان بخشیده و ویژهٔ ایشان ساخته و نزدشان به ودیعت نهاده، از این کار بی‌نیازشان کرده است ـ کرامتی از جانب خدا که با آن گرامی‌شان داشته. و ایشان همان «اهل ذکر»اند که خداوند این امّت را به پرسیدن از آنان فرمان داده است.

٢   هدایت به حق، در گرو تصدیق کلام اهل الذکر و پیروی از علم و آثار اهل بیت علیهم‌السلام

وَ هُمُ اَلَّذِينَ مَنْ سَأَلَهُمْ وَ قَدْ سَبَقَ فِي عِلْمِ اَللَّهِ أَنْ يُصَدِّقَهُمْ وَ يَتَّبِعَ أَثَرَهُمْ أَرْشَدُوهُ وَ أَعْطَوْهُ مِنْ عِلْمِ اَلْقُرْآنِ مَا يَهْتَدِي بِهِ إِلَى اَللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ إِلَى جَمِيعِ سُبُلِ اَلْحَقِّ وَ هُمُ اَلَّذِينَ لاَ يَرْغَبُ عَنْهُمْ وَ عَنْ مَسْأَلَتِهِمْ وَ عَنْ عِلْمِهِمُ اَلَّذِي أَكْرَمَهُمُ اَللَّهُ بِهِ وَ جَعَلَهُ عِنْدَهُمْ إِلاَّ مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ فِي عِلْمِ اَللَّهِ اَلشَّقَاءُ فِي أَصْلِ اَلْخَلْقِ تَحْتَ اَلْأَظِلَّةِ فَأُولَئِكَ اَلَّذِينَ يَرْغَبُونَ عَنْ سُؤَالِ أَهْلِ اَلذِّكْرِ وَ اَلَّذِينَ آتَاهُمُ اَللَّهُ عِلْمَ اَلْقُرْآنِ وَ وَضَعَهُ عِنْدَهُمْ وَ أَمَرَ بِسُؤَالِهِمْ

ایشان کسانی‌اند که هر کس از آنان بپرسد ـ در حالی که در علم خدا از پیش گذشته باشد که او آنان را تصدیق کند و از آنها پيروى كند ـ راهنمایی‌اش می‌کنند و از دانش قرآن آن‌قدر به او می‌بخشند که به اذن خدا به سوی او و به همهٔ راه‌های حق راه یابد. و ایشان کسانی‌اند که هیچ‌کس از آنان، و از پرسیدن از آنان، و از دانشی که خدا ایشان را بدان گرامی داشته و نزدشان نهاده، روی برنمی‌گرداند، مگر آن‌که در علم خدا، در اصل آفرینش و در عالم اظلّه، شقاوت بر او رقم خورده باشد. آنانند که از پرسیدن از اهل ذکر روی می‌گردانند؛ از همان کسانی که خدا دانش قرآن را به ایشان داده و نزدشان نهاده و به پرسیدن از آنان فرمان داده است.

٣   توصیه به کثرت در دعا

أَكثرُوا مِن أَن تَدعُوا اللَّهَ فإِنّ اللَّهَ يُحبُّ مِن عِبادهِ اَلمُؤمنينَ أَن يَدعوهُ و قدْ وَعد اللَّهُ عِبادهُ المُؤمنينَ بِالاستجابةِ و اللَّهُ مُصيّرٌ دُعاءَ المُؤمنينَ يَومَ القيامَةِ لَهُم عَملاً يزِيدهُم بهِ في الجنَّةِ فأكثِروا ذِكر اللَّهِ ما استَطَعتُم في كُلِّ ساعَةٍ مِن ساعاتِ اللَّيلِ و النّهارِ فإِنّ اللَّهَ أَمر بِكَثرةِ اَلذّكرِ لهُ و اَللَّهُ ذَاكرٌ لِمن ذَكَرهُ مِن اَلمُؤمِنِينَ وَ اِعلَموا أنّ اَللَّهَ لَم يَذكُرهُ أحدٌ مِن عِبادهِ المُؤمِنِينَ إلاَّ ذَكرَهُ بِخيرٍ فَأعطُوا اَللَّهَ مِن أنفُسِكمُ الاجتِهادَ في طاعَتهِ فإنَّ اَللَّهَ لا يُدرَكُ شَيءٌ منَ الخيرِ عِندَهُ إِلاَّ بِطاعَتهِ و اِجتِنابِ محَارمِهِ الَّتي حَرَّم اللَّهُ في ظاهِرِ القُرآنِ و باطِنهِ فَإنَّ اَللَّهَ تباركَ و تَعالى قالَ في كِتابهِ و قَولُه الحَقُّ «وَ ذَرُوا ظاهِرَ اَلإثْمِ وَ باطِنهُ»

بسیار خدا را بخوانید، که خداوند دوست دارد بندگان مؤمنش او را بخوانند، و به بندگان مؤمن خود وعدهٔ اجابت داده است. خداوند دعای مؤمنان را در روز قیامت برایشان عملی به شمار می‌آورد که با آن بر بهرهٔ ایشان در بهشت می‌افزاید. پس تا می‌توانید در هر ساعتی از ساعت‌های شب و روز خدا را بسیار یاد کنید، که خداوند به بسیاریِ ذکر خود فرمان داده است، و هر مؤمنی که او را یاد کند، خدا نیز او را یاد می‌کند. و بدانید که هیچ‌یک از بندگان مؤمن، خدا را یاد نکرد مگر آن‌که خدا او را به نیکی یاد کرد. پس خود را به كوشش در طاعت او واداريد؛ زیرا هیچ خیری از آنچه نزد اوست به دست نمی‌آید مگر با فرمان‌بری از او و دوری از حرام‌هایی که او حرام کرده است ـ چه در ظاهر قرآن و چه در باطن آن. خداوند تبارک و تعالی در کتاب خود ـ و سخن او حق است ـ فرمود: «گناه آشکار و پنهان را واگذارید.»

٤   اعتصام به آثار و تبعیت از سنت رسول خدا و اهل بیت او علیهم‌السلام

أَيَّتُهَا اَلْعِصَابَةُ اَلْحَافِظُ اَللَّهُ لَهُم أَمْرَهُم عَلَيْكُم بِآثَارِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سُنَّتِهِ وَ آثَارِ اَلأَئِمَّةِ اَلهُدَاةِ مِنْ أَهلِ بَيتِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِن بَعدِهِ وَ سُنَّتِهِم فَإِنَّهُ مَنْ أَخَذَ بِذَلِكَ فَقَدِ اِهتَدَى وَ مَن تَرَكَ ذَلِكَ وَ رَغِبَ عَنهُ ضَلَّ لِأَنَّهُم هُمُ اَلَّذِينَ أَمَرَ اَللَّهُ بِطَاعَتِهِم وَ وَلاَيَتِهِم وَ قَد قَالَ أَبُونَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ اَلمُدَاوَمَةُ عَلَى اَلعَمَلِ فِي اِتِّبَاعِ اَلآثَارِ وَ اَلسُّنَنِ وَ إِن قَلَّ أَرْضَى لِلَّهِ وَ أَنفَعُ عِنْدَهُ فِي اَلعَاقِبَةِ مِنَ اَلاِجتِهَادِ فِي اَلْبِدَعِ وَ اِتِّبَاعِ اَلأَهوَاءِ أَلاَ إِنَّ اِتِّبَاعَ اَلأَهوَاءِ

ای گروهی که خداوند نگاهبان کارتان است! بر شما باد به آثار رسول خدا صلّی الله علیه و آله و روش او، و به آثار امامان هدایتگر از اهل بیت رسول خدا صلّی الله علیه و آله پس از او و روش ایشان؛ زیرا هر که این را برگیرد هدایت یافته، و هر که آن را وانهد و از آن روی برتابد گمراه شده است. چرا که آنان همان کسانی‌اند که خداوند به فرمان‌بری و ولایتشان امر کرده است. و پدر ما رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: پایداری بر عمل در پیرویِ آثار و سنّت‌ها ـ هرچند اندک باشد ـ نزد خدا پسندیده‌تر و در سرانجام کار سودمندتر است از کوشش فراوان در بدعت‌ها و پیروی از هوس‌ها.

٥   اوصاف مؤمنان حقیقی

اِعْلَمُوا أَيَّتُهَا اَلْعِصَابَةُ أَنَّ اَلسُّنَّةَ مِنَ اَللَّهِ قَدْ جَرَتْ فِي اَلصَّالِحِينَ قَبْلُ وَ قَالَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَلْقَى اَللَّهَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ حَقّاً حَقّاً فَلْيَتَوَلَّ «اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا» وَ لْيَبْرَأْ إِلَى اَللَّهِ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ يُسَلِّمُ لِمَا اِنْتَهَى إِلَيْهِ مِنْ فَضْلِهِمْ لِأَنَّ فَضْلَهُمْ لاَ يَبْلُغُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ مَنْ دُونَ ذَلِكَ أَ لَمْ تَسْمَعُوا مَا ذَكَرَ اَللَّهُ مِنْ فَضْلِ أَتْبَاعِ اَلْأَئِمَّةِ اَلْهُدَاةِ وَ هُمُ اَلْمُؤْمِنُونَ قَالَ «فَأُولٰئِكَ مَعَ اَلَّذِينَ أَنْعَمَ اَللّٰهُ عَلَيْهِمْ مِنَ اَلنَّبِيِّينَ وَ اَلصِّدِّيقِينَ وَ اَلشُّهَدٰاءِ وَ اَلصّٰالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولٰئِكَ رَفِيقاً»

بدانید که سنّت خداوند پیش از این نیز دربارهٔ صالحان جاری شده است. و فرمود: هر که را خوش آید خدا را در حالی دیدار کند که براستی مؤمن باشد، باید ولایتِ «خدا و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌اند» را بپذیرد و نزد خدا از دشمن ایشان بیزاری جوید، و به هر اندازه از فضل آنان که به او رسیده تسلیم باشد؛ زیرا به فضل ایشان نه فرشتهٔ مقرّبی می‌رسد، نه پیامبر مرسلی، و نه هیچ‌کس فروتر از آنان. آیا نشنیده‌اید که خدا در فضیلت پیروانِ امامان هدایتگر ـ که همان مؤمنان‌اند ـ چه فرموده است؟ فرمود: «آنان همراه کسانی‌اند که خدا نعمتشان بخشیده است: از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و صالحان؛ و اینان چه نیکو همراهانی‌اند!»

٦   ارادهٔ خیر خداوند برای بنده

وَ اِعْلَمُوا أَنَّ اَللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً شَرَحَ «صَدْرَهُ لِلْإِسْلاٰمِ» فَإِذَا أَعْطَاهُ ذَلِكَ أَنْطَقَ لِسَانَهُ بِالْحَقِّ وَ عَقَدَ قَلْبَهُ عَلَيْهِ فَعَمِلَ بِهِ فَإِذَا جَمَعَ اَللَّهُ لَهُ ذَلِكَ تَمَّ لَهُ إِسْلاَمُهُ وَ كَانَ عِنْدَ اَللَّهِ إِنْ مَاتَ عَلَى ذَلِكَ اَلْحَالِ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ حَقّاً

بدانید که چون خدا برای بنده‌ای خیر بخواهد، «سینه‌اش را برای اسلام می‌گشاید»؛ و چون این نعمت را به او داد، زبانش را به حق گویا می‌کند و دلش را بر آن استوار می‌سازد، پس به آن عمل می‌کند. و چون خدا این همه را برای او فراهم آورد، اسلامش کامل می‌شود؛ و اگر بر همان حال بمیرد، نزد خدا از مسلمانان راستین است.

٧   نتیجهٔ عدم ارادهٔ خیر از جانب خداوند برای بنده

إِذَا لَمْ يُرِدِ اَللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً وَكَلَهُ إِلَى نَفْسِهِ وَ كَانَ صَدْرُهُ «ضَيِّقاً حَرَجاً» فَإِنْ جَرَى عَلَى لِسَانِهِ حَقٌّ لَمْ يُعْقَدْ قَلْبُهُ عَلَيْهِ وَ إِذَا لَمْ يُعْقَدْ قَلْبُهُ عَلَيْهِ لَمْ يُعْطِهِ اَللَّهُ اَلْعَمَلَ بِهِ فَإِذَا اِجْتَمَعَ ذَلِكَ عَلَيْهِ حَتَّى يَمُوتَ وَ هُوَ عَلَى تِلْكَ اَلْحَالِ كَانَ عِنْدَ اَللَّهِ مِنَ اَلْمُنَافِقِينَ وَ صَارَ مَا جَرَى عَلَى لِسَانِهِ مِنَ اَلْحَقِّ اَلَّذِي لَمْ يُعْطِهِ اَللَّهُ أَنْ يُعْقَدَ قَلْبُهُ عَلَيْهِ وَ لَمْ يُعْطِهِ اَلْعَمَلَ بِهِ حُجَّةً عَلَيْهِ

چون خدا برای بنده‌ای خیر نخواهد، او را به خودش وامی‌گذارد و سینه‌اش «تنگ و بسته»می‌شود. آنگاه اگر حقّی بر زبانش جاری شود، دلش بر آن استوار نمی‌گردد؛ و چون دلش بر آن استوار نشود، خدا توفیق عمل به آن را به او نمی‌دهد. و چون این حال بر او فراهم آید تا بمیرد و بر همان حال باشد، نزد خدا از منافقان است؛ و همان حقّی که بر زبانش جاری شد ـ در حالی که خدا نه استواریِ دل بر آن را به او داد و نه توفیق عمل به آن را ـ خود حجّتی علیه او می‌شود.

٨   مطیع حقیقی ذات اقدس اله

وَ اَللَّهِ لاَ يُطِيعُ اَللَّهَ عَبْدٌ أَبَداً إِلاَّ أَدْخَلَ اَللَّهُ عَلَيْهِ فِي طَاعَتِهِ اِتِّبَاعَنَا وَ لاَ وَ اَللَّهِ لاَ يَتَّبِعُنَا عَبْدٌ أَبَداً إِلاَّ أَحَبَّهُ اَللَّهُ وَ لاَ وَ اَللَّهِ لاَ يَدَعُ أَحَدٌ اِتِّبَاعَنَا أَبَداً إِلاَّ أَبْغَضَنَا وَ لاَ وَ اَللَّهِ لاَ يُبْغِضُنَا أَحَدٌ أَبَداً إِلاَّ عَصَى اَللَّهَ وَ مَنْ مَاتَ عَاصِياً لِلَّهِ أَخْزَاهُ اَللَّهُ وَ أَكَبَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِي اَلنَّارِ

به خدا سوگند، هیچ بنده‌ای هرگز خدا را فرمان نبرد مگر آن‌که خداوند پیرویِ از ما را در همان طاعتِ خود بر او داخل کرده باشد. نه، به خدا سوگند، هیچ بنده‌ای هرگز از ما پیروی نکرد مگر آن‌که خدا دوستش داشت. نه، به خدا سوگند، هیچ‌کس هرگز پیرویِ ما را فرو نگذاشت مگر آن‌که ما را دشمن داشت. نه، به خدا سوگند، هیچ‌کس هرگز ما را دشمن نداشت مگر آن‌که خدا را نافرمانی کرد؛ و هر که در حال نافرمانیِ خدا بمیرد، خداوند خوارش می‌کند و او را به رو در آتش می‌افکند.

٩   اگر بنده‌ای در اصل آفرینش «مؤمن» خلق شده باشد

إِنَّ اَلْعَبْدَ إِذَا كَانَ خَلَقَهُ اَللَّهُ فِي اَلْأَصْلِ أَصْلِ اَلْخَلْقِ مُؤْمِناً لَمْ يَمُتْ حَتَّى يُكَرِّهَ اَللَّهُ إِلَيْهِ اَلشَّرَّ وَ يُبَاعِدَهُ عَنْهُ وَ مَنْ كَرَّهَ اَللَّهُ إِلَيْهِ اَلشَّرَّ وَ بَاعَدَهُ عَنْهُ عَافَاهُ اَللَّهُ مِنَ اَلْكِبْرِ أَنْ يَدْخُلَهُ وَ اَلْجَبَرِيَّةِ فَلاَنَتْ عَرِيكَتُهُ وَ حَسُنَ خُلُقُهُ وَ طَلُقَ وَجْهُهُ وَ صَارَ عَلَيْهِ وَقَارُ اَلْإِسْلاَمِ وَ سَكِينَتُهُ وَ تَخَشُّعُهُ وَ وَرِعَ عَنْ مَحَارِمِ اَللَّهِ وَ اِجْتَنَبَ مَسَاخِطَهُ وَ رَزَقَهُ اَللَّهُ مَوَدَّةَ اَلنَّاسِ وَ مُجَامَلَتَهُمْ وَ تَرْكَ مُقَاطَعَةِ اَلنَّاسِ وَ اَلْخُصُومَاتِ وَ لَمْ يَكُنْ مِنْهَا وَ لاَ مِنْ أَهْلِهَا فِي شَيْءٍ

همانا هرگاه خداوند بنده‌ای را در اصل آفرینش مؤمن آفریده باشد، آن بنده نمی‌میرد تا آن‌که خدا بدی را در نظر او ناخوشایند گرداند و از آن دورش سازد. و هر که خدا بدی را در نظرش ناخوشایند کرد و از آن دورش ساخت، او را از این‌که تکبّر و گردنکشی در او راه یابد در امان می‌دارد؛ پس خویِ او نرم می‌شود، اخلاقش نیکو می‌گردد، چهره‌اش گشاده می‌شود، وقار و آرامش و فروتنیِ اسلام بر او می‌نشیند، از حرام‌های خدا پروا می‌کند و از آنچه او را به خشم می‌آورد دوری می‌گزیند. و خداوند دوستیِ مردم و خوش‌رفتاری با آنان و ترکِ بریدن از مردم و ترکِ ستیزه‌جویی را روزی‌اش می‌کند، چنان‌که دیگر نه با آن ستیزه‌ها کاری دارد و نه با اهل آن.

١٠   اگر بنده‌ای در اصل آفرینش «کافر» باشد

إِنَّ اَلْعَبْدَ إِذَا كَانَ اَللَّهُ خَلَقَهُ فِي اَلْأَصْلِ [أَصْلِ اَلْخَلْقِ] كَافِراً لَمْ يَمُتْ حَتَّى يُحَبِّبَ إِلَيْهِ اَلشَّرَّ وَ يُقَرِّبَهُ مِنْهُ فَإِذَا حَبَّبَ إِلَيْهِ اَلشَّرَّ وَ قَرَّبَهُ مِنْهُ اُبْتُلِيَ بِالْكِبْرِ وَ اَلْجَبَرِيَّةِ فَقَسَا قَلْبُهُ وَ سَاءَ خُلُقُهُ وَ غَلُظَ وَجْهُهُ وَ ظَهَرَ فُحْشُهُ وَ قَلَّ حَيَاؤُهُ وَ كَشَفَ اَللَّهُ سِتْرَهُ وَ رَكِبَ اَلْمَحَارِمَ فَلَمْ يَنْزِعْ عَنْهَا وَ رَكِبَ مَعَاصِيَ اَللَّهِ وَ أَبْغَضَ طَاعَتَهُ وَ أَهْلَهَا فَبُعْدٌ مَا بَيْنَ حَالِ اَلْمُؤْمِنِ وَ حَالِ اَلْكَافِرِ

همانا هرگاه خداوند بنده‌ای را در اصل آفرینش کافر آفریده باشد، نمی‌میرد تا آن‌که خدا بدی را در نظر او محبوب گرداند و به آن نزدیکش سازد. و چون بدی را در نظرش محبوب کرد و به آن نزدیکش ساخت، به تکبّر و گردنکشی گرفتار می‌شود؛ پس دلش سخت می‌گردد، اخلاقش بد می‌شود، چهره‌اش درشت می‌گردد، زشت‌گویی‌اش آشکار می‌شود و شرمش اندک می‌گردد، خداوند سرّ او را آشکار می کند و مرتكب محرّمات می شود و از آنها دست برنمی‌دارد، به نافرمانی‌های خدا رو می‌آورد و طاعت خدا و اهل طاعت را دشمن می‌دارد. و چه دور است فاصلهٔ میان حالِ مؤمن و حالِ کافر!

❖   ❖   ❖